پشت پردهٔ خالی‌شدن خوابگاه دانشجویی در تهران

سمیه حیدریان

۱۴۰۵/۶/۷

تعداد بازدید: 64

دسته‌بندی:
خوابگاه دخترانهخوابگاه پسرانهپانسیون دخترانهپانسیون پسرانهاقامتگاه دخترانهاقامتگاه پسرانهخوابگاه تهران

وقتی خوابگاه‌های دانشجویی خالی می‌شوند، شهر چه چیزی را از دست می‌دهد؟

مقدمه

هفتهٔ آخر تیر، خیابانی در نزدیکی یکی از دانشگاه‌های بزرگ تهران را در نظر بگیرید. تا دو هفتهٔ پیش، صف کافه‌ی گوشه‌ی خیابان تا پیاده‌رو کشیده می‌شد، کتاب‌فروشی محله تا نیمه‌شب چراغش روشن بود و اتوبوس خط دانشگاه هر بار پر از جوانانی بود که با هندزفری و کوله‌پشتی جابه‌جا می‌شدند. حالا صندلی‌های کافه خالی‌اند، فروشنده‌ی کتاب‌فروشی با گوشی‌اش وقت می‌گذراند و آگهی «اجاره سریع، قیمت توافقی» روی شیشه‌ی چند واحد مسکونی خودنمایی می‌کند. هیچ اتفاق دراماتیکی نیفتاده؛ فقط امتحانات تمام شده و دانشجوها به شهرهای خودشان برگشته‌اند. اما همین رفتن ساده، لایه‌ای از اقتصاد و زندگی شهر را با خودش برده است.

معمولاً وقتی از رابطهٔ دانشگاه و شهر حرف می‌زنیم، جهت نگاه یک‌طرفه است: دانشگاه چه چیزی به دانشجو می‌دهد، محله چقدر برای زندگی دانشجویی مناسب است، کدام خوابگاه دانشجویی به دانشگاه نزدیک‌تر است. کمتر پیش می‌آید که جهت را برعکس کنیم و بپرسیم دانشجو چه چیزی به شهر می‌دهد و با رفتنش چه خلائی به‌جا می‌گذارد. این مقاله دقیقاً همین سؤال را دنبال می‌کند: از کافه‌ها و اتوبوس‌ها تا بازار اجاره و روحیهٔ جمعی یک محله، وقتی جمعیت دانشجویی کم می‌شود یا کوچ می‌کند، چه چیزی کم می‌آید و چرا این خلأ بیشتر از آن‌چه به نظر می‌رسد اهمیت دارد.

خوابگاه دانشجویی

کسب‌وکارهای اطراف دانشگاه چقدر به دانشجو وابسته‌اند؟

مغازه‌دار نبش دانشگاه معمولاً آخرین کسی است که از تعطیلی ترم خبردار می‌شود؛ چون اولین کسی است که اثرش را در فروش روزانه می‌بیند. تحلیل‌های اقتصادی شهرهای دانشگاهی نشان می‌دهند بخش قابل‌توجهی از تقاضای محله‌های اطراف دانشگاه از فتوکپی و لوازم‌التحریر گرفته تا غذای بیرون‌بر و آرایشگاه مستقیماً به تقویم تحصیلی گره خورده است و با رفتن دانشجوها در تعطیلات، تقاضای کسب‌وکارها و ترافیک شهری به‌طور محسوسی کاهش می‌یابد. این افت همیشه یکنواخت نیست؛ بعضی صنف‌ها بیشتر از بقیه آسیب می‌بینند.

صاحبان رستوران و کافه در شهرهای دانشگاهی معمولاً می‌گویند بخش عمدهٔ نیروی کار خدماتی‌شان هم از همان جمعیت دانشجویی تأمین می‌شود، نه فقط مشتری‌شان "و همین موضوع باعث می‌شود در فصل رفتن دانشجوها، هم مشتری کم شود و هم نیروی کار سرویس‌دهی به‌طور هم‌زمان از دست برود. این ترکیب دوگانه—افت تقاضا از یک سو و افت نیروی انسانی از سوی دیگر یکی از دلایلی است که چرخهٔ تعطیلی و بازگشایی سالانهٔ خیلی از کسب‌وکارهای کوچک اطراف دانشگاه تا این حد به تقویم دانشگاهی وابسته است، نه به فصل‌های آب‌وهوایی یا مناسبت‌های عمومی.

نکتهٔ مهم‌تر این است که این وابستگی الزاماً به معنای شکنندگی کامل اقتصاد محله نیست. مسئولان اتاق بازرگانی در برخی شهرهای دانشگاهی تأکید کرده‌اند که جمعیت دانشجویی «عامل مهمی» در اقتصاد محلی است، هرچند به‌تنهایی تعیین‌کنندهٔ بقای همهٔ کسب‌وکارها نیست چرا که رستوران‌ها، بارها و فروشگاه‌های مواد غذایی معمولاً بیشترین آسیب را از کوچ فصلی دانشجویان می‌بینند، هرچند این وابستگی به معنای وابستگی کامل کسب‌وکارها به همین جمعیت نیست به بیان دیگر، دانشجو موتور محرک محله است، نه تنها مشتری آن؛ و تفاوت این دو نگاه، دقیقاً همان چیزی است که در برنامه‌ریزی شهری اغلب نادیده گرفته می‌شود.

کسب و کارها

کافه‌ها و کتاب‌فروشی‌ها بدون دانشجو چه شکلی می‌شوند؟

کافه و کتاب‌فروشی دو فضایی هستند که هویتشان از مشتری‌شان جدا نیست. کافه‌ای که ساعت‌ها میزبان دانشجویی است که با لپ‌تاپ روی یک لیوان قهوه پروژه می‌نویسد، یا کتاب‌فروشی‌ای که قفسهٔ «پرفروش‌های ترم» دارد، صرفاً محل خرید نیست؛ بخشی از ریتم روزانهٔ محله است. وقتی این مشتری‌ها می‌روند، آن‌چه از دست می‌رود فقط رقم فروش نیست، بلکه صدا و شلوغی‌ای است که فضا را زنده نگه می‌داشت.

این افت، برخلاف تصور رایج، همیشه به معنی ورشکستگی نیست؛ بیشتر به معنی تغییر ریتم است. گزارش‌های میدانی از شهرهای دانشگاهی نشان می‌دهند بسیاری از این کسب‌وکارها با کاهش ساعات کاری، تعدیل موقت نیرو یا تمرکز بر مشتریان محلی به‌جای مشتریان دانشجویی، خودشان را با فصل خالی از دانشجو تطبیق می‌دهند>و صاحبان کسب‌وکار از قبل برای همین افت فصلی برنامه‌ریزی می‌کنند و بر اساس داده‌های فروش گذشته، زمان دقیق کاهش تقاضا و میزان نیروی لازم را پیش‌بینی می‌کنند. این یعنی کسب‌وکار محلی، در عمل، تقویم دانشگاهی را بهتر از خیلی نهادهای رسمی شهر می‌شناسد.

کتاب فروشی ها بدون دانشجو

 چرا کتاب‌فروشی محله بیشتر از سوپرمارکت آسیب می‌بیند؟

کتاب‌فروشی و لوازم‌التحریر فروشی، برخلاف سوپرمارکت که مشتری همیشگی محلی هم دارد، تقریباً کل چرخهٔ فروش سالانه‌شان حول همان چند هفتهٔ آغاز ترم و امتحانات می‌چرخد. غیبت دانشجو برای این صنف‌ها نه یک افت موقت، بلکه توقف کامل موتور فروش است؛ و همین تفاوت نشان می‌دهد چرا سیاست‌گذاری برای محله‌های دانشگاهی نمی‌تواند یک نسخهٔ واحد برای همهٔ کسب‌وکارها باشد.

حمل‌ونقل عمومی چطور نبض دانشجو را نشان می‌دهد؟

خط اتوبوس یا مسیر مترویی که به دانشگاه ختم می‌شود، یکی از دقیق‌ترین شاخص‌های زنده‌بودن یک محلهٔ دانشگاهی است. در روزهای اوج ترم، این مسیرها پرترددترین بخش شبکهٔ حمل‌ونقل محله‌اند؛ در تعطیلات تابستان یا بین ترم، همان مسیرها گاهی با صندلی‌های خالی و فاصله‌های طولانی‌تر بین سرویس‌ها شناخته می‌شوند. این نوسان، که در ادبیات شهرهای دانشگاهی به‌عنوان یکی از محسوس‌ترین اثرات رفت‌وآمد فصلی دانشجویان شناخته می‌شود، مستقیماً به تصمیم‌های عملیاتی اپراتورهای حمل‌ونقل هم می‌رسد چون با کاهش تعداد دانشجویان در فصل تعطیلات، هم تقاضای کسب‌وکارها و هم ترافیک شهری به‌طور محسوسی کم می‌شود.

این موضوع برای شهری مثل تهران معنای عملی‌تری هم دارد. محله‌هایی که تراکم بالایی از خوابگاه دخترانه یا پانسیون پسرانه دارند، معمولاً الگوی رفت‌وآمد قابل‌پیش‌بینی‌تری نسبت به محله‌های کاملاً مسکونی دارند: اوج صبحگاهی مشخص، اوج عصرگاهی مشخص، و افت شدید در تعطیلات رسمی دانشگاه. این قابلیت پیش‌بینی، اگر در برنامه‌ریزی حمل‌ونقل شهری جدی گرفته شود، می‌تواند به بهینه‌سازی سرویس‌دهی کمک کند؛ اما اگر نادیده گرفته شود، همان محله در فصل حضور دانشجو دچار ازدحام و در فصل غیابشان دچار سرویس‌دهی بیش از نیاز واقعی می‌شود.

حمل و نقل عمومی در زندگی دانشجو

بازار اجاره و خوابگاه دانشجویی؛ کجای این معادله می‌ایستند؟

شاید ملموس‌ترین اثر رفتن دانشجو، در بازار اجارهٔ محله‌های اطراف دانشگاه دیده شود. واحدهایی که در بحبوحهٔ ترم به‌سختی پیدا می‌شوند، در فاصلهٔ فارغ‌التحصیلی یا شروع تعطیلات ناگهان با آگهی «اجاره فوری» پر می‌شوند. این نوسان فصلی، که در بسیاری از شهرهای دانشگاهی دنیا مستند شده، نشان می‌دهد بازار اجارهٔ این محله‌ها تا چه اندازه با تقویم دانشگاهی گره خورده است، نه با منطق عمومی عرضه و تقاضای مسکن شهری و شهرهایی که با ورودی کمتر دانشجو مواجه می‌شوند، با خانه‌های اجاره‌ای خالی و حتی تعطیلی رستوران‌های قدیمی پس از چند ترم کم‌رونق روبه‌رو می‌شوند.

اینجاست که نقش اقامتگاه دخترانه در تهران از یک «گزینهٔ اسکان» فراتر می‌رود و به یک تنظیم‌کنندهٔ بازار محلی تبدیل می‌شود. یک پانسیون دخترانه در تهران یا یک خوابگاه پسرانه تهران که به‌صورت حرفه‌ای مدیریت می‌شود، ورودی و خروجی دانشجو را در چرخه‌های مشخص و قابل‌پیش‌بینی نگه می‌دارد؛ برخلاف بازار اجارهٔ آزاد که در آن یک مستأجر دانشجو می‌تواند به‌یک‌باره قرارداد را فسخ کند و واحد را برای ماه‌ها خالی بگذارد. برای صاحب‌خانه و برای محله، این پیش‌بینی‌پذیری ارزش دارد؛ و برای دانشجو هم، یک اقامتگاه پسرانه در تهران  معمولاً ثباتی می‌دهد که بازار اجارهٔ آزاد در فصل‌های اوج تقاضا به‌سختی تضمین می‌کند.

اجاره خوابگاه دانشجویی در تهران

آیا خوابگاه، جایگزین محله‌ای‌شدن دانشجوست یا مکمل آن؟

نکتهٔ ظریف این‌جاست که پانسیون پسرانه در تهران، برخلاف تصور رایج، دانشجو را از محله جدا نمی‌کند؛ اگر خوب طراحی و مکان‌یابی شده باشد، دقیقاً برعکس عمل می‌کند. دانشجویی که در خوابگاه پسرانه ای نزدیک به دانشگاه و در دل بافت شهری زندگی می‌کند، هر روز از کافه، نانوایی و کیوسک روزنامه‌فروشی محله عبور می‌کند؛ در حالی که دانشجویی که مجبور است به‌خاطر اجارهٔ ارزان‌تر به حومهٔ دور شهر برود، ارتباطش با اقتصاد محلهٔ دانشگاه را عملاً از دست می‌دهد. به این معنا، سرمایه‌گذاری روی خوابگاه‌های نزدیک به دانشگاه، سرمایه‌گذاری روی همان اقتصاد محله‌ای هم هست.

خوابگاه دانشجویی

وقتی دانشجو می‌رود، محله چه حسی را از دست می‌دهد؟

فراتر از اعداد و نمودار فروش، یک لایهٔ نامرئی‌تر هم وجود دارد: حس زنده‌بودن محله. روان‌شناسی محیط نشان داده که تراکم و تنوع سنی جمعیت در یک فضای شهری، مستقیماً روی درک ما از «امنیت»، «پویایی» و «تعلق» آن فضا اثر می‌گذارد. خیابانی که تا نیمه‌شب صدای خنده و گفت‌وگوی جوان‌ها را دارد، در ذهن ساکنانش زنده و امن جلوه می‌کند؛ همان خیابان در غیاب همین جمعیت، حتی با همان تعداد چراغ و همان پیاده‌رو، ساکت و کمی نگران‌کننده به نظر می‌رسد.

این تغییر حسی روی خود ساکنان دائمی محله هم اثر می‌گذارد. مغازه‌داری که هر روز با ده‌ها دانشجوی جوان و پرانرژی سروکار دارد، بخشی از انرژی روزمره‌اش را از همین تعامل می‌گیرد؛ رفتنشان، حتی اگر به لحاظ مالی جبران‌پذیر باشد، یک خلأ اجتماعی به‌جا می‌گذارد که به این راحتی با هیچ مشتری دیگری پر نمی‌شود. این همان چیزی است که در نگاه اول «فقط یک تعطیلات دانشگاهی» به نظر می‌رسد، اما در واقع یک تغییر موقت در هویت جمعی محله است.

محله دانشجویی

دانشجو در برنامه‌ریزی شهری چه جایگاهی دارد؟

از منظر توسعهٔ شهری، رابطهٔ دانشگاه و محلهٔ اطرافش پدیده‌ای شناخته‌شده است که در ادبیات شهرسازی از آن با عنوان «Town and Gown» یاد می‌شود؛ رابطه‌ای که وقتی به‌خوبی مدیریت شود، می‌تواند موتور بازآفرینی شهری باشد چرا که دانشگاه‌ها به‌عنوان کارفرمایان متخصص، صادرکنندگان بین‌المللی، کاتالیزور بازآفرینی مرکز شهر و نوآور، نقش مهمی در توسعهٔ اقتصادی شهرها ایفا می‌کنند. اما این پژوهش‌ها هشدار مهمی هم دارند: رابطهٔ دانشگاه و شهر همیشه هم‌راستا نیست و می‌تواند بدون برنامه‌ریزی آگاهانه، پتانسیل واقعی‌اش را از دست بدهد چون رابطهٔ میان دانشگاه و شهر اغلب به‌خاطر ناهم‌راستایی منافع دو طرف نقد شده و همین موضوع منافع اقتصادی و اجتماعی بالقوه‌ای را که یک رابطهٔ نزدیک‌تر می‌تواند برای شهر و منطقه به همراه داشته باشد، محدود می‌کند.

شهری که فقط روی جذب دانشجو در فصل ثبت‌نام سرمایه‌گذاری می‌کند اما زیرساخت اقامت، حمل‌ونقل و امنیت او را نادیده می‌گیرد، در واقع نیمی از معادله را می‌بیند. پژوهشگران این حوزه از مفهومی به نام «Studentification» هم استفاده می‌کنند: تحول اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و کالبدی محله‌هایی که جمعیت دانشجویی در آن‌ها افزایش پیدا می‌کند و برخلاف تصور رایجی که بیشتر روی جنبه‌های منفی این تحول مثل شلوغی یا مزاحمت تمرکز دارد، این پدیده دستاوردهای مثبت قابل‌توجهی مثل افزایش داوطلبی، ساعات کاری منعطف و تنوع اجتماعی هم برای محله به همراه دارد. به بیان دیگر، دانشجو نه یک بار اضافه بر دوش محله، بلکه یکی از منابع تنوع و پویایی آن است؛ به شرط آن‌که شهر برای ماندنش هم برنامه داشته باشد، نه فقط برای آمدنش.

دانشجو در برنامه ریزی شهری

خوابگاه‌ها چرا بخشی از زیرساخت اجتماعی شهرند؟

وقتی از زیرساخت شهری صحبت می‌کنیم، معمولاً پل، بزرگراه و خط مترو به ذهن می‌رسد؛ کمتر کسی خوابگاه دانشجویی یا اقامتگاه دانشجویی را در همین ردیف قرار می‌دهد. اما اگر زیرساخت را «چیزی که جریان روزمرهٔ زندگی شهری روی آن سوار است» تعریف کنیم، خوابگاه دقیقاً همین نقش را دارد. خوابگاهی که استاندارد، ایمن و در دسترس دانشگاه باشد، تعیین می‌کند دانشجو در کدام محله زندگی کند، از کدام مسیر عبور کند و کدام کسب‌وکارها را هر روز ببیند.

این موضوع برای دانشجوهایی که از شهرهای دیگر برای تحصیل به تهران می‌آیند، اهمیت مضاعفی دارد. برای این گروه، انتخاب بین خوابگاه دانشجویی، ، پانسیون دخترانه در تهران یا پانسیون پسرانه در تهران، صرفاً انتخاب سقف بالای سر نیست؛ انتخاب این است که کدام محله، کدام اقتصاد محلی و کدام شبکهٔ اجتماعی بخشی از زندگی روزمره‌شان بشود. پلتفرم‌هایی که در این حوزه فعالیت می‌کنند—از جمله همین «خواب اینجا»—در عمل نقشی فراتر از معرفی اتاق خالی ایفا می‌کنند: آن‌ها یکی از حلقه‌های واسطی هستند که تعیین می‌کنند جریان دانشجو در کدام نقطهٔ شهر متمرکز شود و کدام محله از حضور این جمعیت جوان بهره‌مند شود.

خوابگاه ها زیر ساخت اجتماعی شهر

جمع‌بندی: شهری که برای ماندن دانشجو برنامه ندارد، چه می‌بازد؟

رفتن دانشجو در پایان ترم، در نگاه اول یک اتفاق ساده و تکراری است؛ کلاس‌ها تعطیل می‌شوند و شهر کمی خلوت‌تر می‌شود. اما همان‌طور که در این مقاله دیدیم، پشت این خلوتی، یک شبکهٔ به‌هم‌پیوسته از اقتصاد محلی، حمل‌ونقل، بازار اجاره و حتی حس جمعی محله قرار دارد که همه‌شان به حضور مستمر دانشجو وابسته‌اند. شهری که فقط برای جذب دانشجو برنامه‌ریزی می‌کند، اما برای اقامت، امنیت، رفاه و ماندگاری او زیرساخت مناسبی نمی‌سازد، در واقع بخشی از آیندهٔ اقتصادی و اجتماعی خودش را هم از دست می‌دهد؛ چون دانشجوی امروز، اگر در همین شهر ریشه بدواند، نیروی کار متخصص، مشتری وفادار و شهروند فردای همان شهر است.

جمع بندی

خوابگاه دانشجویی و اقامتگاه‌های استاندارد، در این معادله نقش یک حلقهٔ کوچک اما تعیین‌کننده را بازی می‌کنند: جایی که تصمیم می‌گیرد دانشجو در شهر بماند یا فقط از آن عبور کند. شما به‌عنوان کسی که این تجربه را از نزدیک زندگی کرده‌اید—چه به‌عنوان دانشجو، چه به‌عنوان ساکن محله‌ای دانشجویی—فکر می‌کنید کدام یک از این خلأها، رفتن دانشجو از حمل‌ونقل تا رونق کافه‌ها، بیشتر از همه در شهر شما احساس می‌شود؟

دیدگاه‌ها