خاطرات یک ساعت گیر افتادن من در آسانسور خوابگاه دخترانه (2)

بشرا یعقوبیان 1401/04/20 تعداد بازدید:‌ 260 دسته‌بندی: خوابگاه دخترانه

خاطرات یک ساعت گیر افتادن من در آسانسور خوابگاه دخترانه (2)

گیر افتادن در مکان های تنگ و بسته برای برخی از افراد یک فوبیای ترسناک است. اما خوشبختانه من این فوبیا رو ندارم. این رو زمانی متوجه شدم که در دوران کودکی برای سه ساعت تمام در دستشویی گوشه باغ پدربزرگم حبس شدم و تا زمانی که من را پیدا کردند و از دستشویی خارج کردند حتی یک ذره هم نترسیده بودم. اما اکنون در آسانسور خوابگاه دخترانه ای حبس بودم که قرار بود مرا برای رفتن به یک جلسه مهم به طبقه همکف خوابگاه ببرد. در آن چند دقیقه هزار بار به خودم بد و بیراه گفتم که چرا پیاده پایین نرفتم و خودم را به دردسر انداختم. وقتی خوب فکر می کردم میدیدم که در این ماجرا کاملا بی تقصیر هستیم و اصلا سزاوار سرزنش کردن خودم نیستم. با این وجود استرس و اضطرابی که از بابت تاخیر پیش آمده برای جلسه با استادم داشتم تمام منطق مرا فلج کرده بود. 

خوابگاه دخترانه

با هر سختی و زوری که بود خودم را آرام کردم. گوشی من شماره زهرا را گرفته بود و داشتم سعی می کردم او را از جریان آگاه کنم. داخل آسانسور به شدت هوای دم کرده داشت و من حتی صحبت کردن برایم دشوار شده بود. همین قطرات رطوبتی که در هر دقیقه هزاران ذره از آنها از طریق بازدم ما خارج می شدند اکنون به عاملی آزاردهنده برای ما در این مکان خفه تبدیل شده بودند. وقتی که دیدم تلفن کردن افاقه نمی کند و در این آسانسور لعنتی خوابگاه خط قطع و وصل می شود، به زهرا پیامک زدم. خوبی پیامک این بود که هر لحظه که خط وصل می شد پیامک ارسال می گردید. به صفحه گوشی چشم دوخته بودم به امید اینکه پیامک ارسال شده و تحویل داده شود. شرط می بندم چند دقیقه ای که این کار طول کشید برای من چند سال گذشت. 

پای آتش نشانی به خوابگاه دخترانه ما باز شد!

بلاخره پیامکی که به زهرا فرستاده بودم ارسال شد و تحویل داده شد. خداروشکر می کنم که زهرا همون صبح بخاطر صبحانه من زود از خواب بیدار شده بود و بلافاصله پیامک را دید. بعد از اطلاع به سرپرست خوابگاه دخترانه تهران و کمی تلاش مسئول تاسیسات، نتیجه این شد که به آتش نشانی اطلاع داده شود. همه این صحبت ها را ما داخل آسانسور می شنیدیم و حس خوشحالی همراه با استرس همه وجودمان را فرا گرفته بود. چند دقیقه ای نگذشته بود که ماموران آتش نشانی رسیدند. تا آن روز نمی دانستم که یک مامور آتش نشانی به معنی واقعی کلمه ناجی انسان هاست. تلاش های بی وقفه و بدون ادعای موموران آتش نشانی بلاخره نتیجه داد و ما از آسانسور خارج شدیم. احساس می کردم چند سال آن داخل بوده ام. تا آن لحظه بخاطر روحیه خودم و آن دختر خودم را قوی نشان می دادم. اما همین که پایم را از آسانسور بیرون گذاشتم و زهرا را دیدم با همه توانم زدم زیر گریه و زهرا را بغل کردم.

خوابگاه دخترانه

استاد سخت گیر با شنیدن خاطرات محبوس شدن در آسانسور خوابگاه دخترانه از خنده روده بر شد!

نمیدونم چجوری از خوابگاه خارج شدم. قسم می خورم که مسیر خوابگاه دخترانه به دانشگاه را فراموش کرده بودم. چند دیقه ای زیر درخت توت پیاده رو ایستادم و فکر کردم تا یادم آمدم که باید به سمت دیگر خیابان بروم و تاکسی بگیرم. با سوار شدن به تاکسی دوباره همان دلهره روبرو شدن با استاد ره سراغم آمد. زمانی که از تاکسی پیاده شدم تا پایم را جلوی درب اتاق استاد گذاشتم هزار بار از رفتن پیش استاد منصرف شدم ولی آنقدر به خودم نهیب زدم که بلاخره خودم را جلوی استاد دیدم. نمیدانم رنگ و رویم چه شکلی بود که استاد همین که مرا دید گفت خانم عسگری بنشینید تا بگویم برایتان یک چایی بیاورند. گفتم نه استاد ممنونم مزاحم نمی شم. با این حرفم استادخنده اش گرفت ولی به روی خودش نیاورد. 

کمی سکوت کردم و با صدای لرزانی گفتم: استاد واقعا از بابت تاخیری که داشتم خیلی عذرخواهی می کنم ه خدا اصلا مشکل از برنامه ریزی من نبود، یه اتفاق غیرمنتظره باعث این تاخیر شد. استاد گفت: خانم عسگری شما به عنوان یک فرد تحصیل کرده باید تمام سعی خود را به کار ببرید ه حتی اتفاقات غیرمنتظره را نیز پیش بینی کنید. گفتم استاد حتی گیر کردن در آسانسور برای مدت نامعلوم؟؟ همین که این را گفتم چشم های استاد گرد شد و گفت آسانسور؟؟؟؟ گفتم بله استاد من به شکلی برنامه ریزی کردم که نیم ساعت قبل از جلسه جلوی درب اتاق شما باشم ولی داخل آسانسور خوابگاه گیر کردم. همین که این را گفتم استاد با تعجب گفت خب؟ من هم تمام ماجرا را تعریف کردم. با خنده های شدید استاد به خودم آمدم و تازه متوجه شدم که در حال تعریف واقعه با همه جزئیات آن هستم و استاد سخت گیر و عنق دانشگاه را هم از خنده روده بر کرده ام. 

خواب اینجا

دانلود اپلیکیشن موبایل خواب اینجا(اندرودید)

کانال تلگرام خواب اینجا

پیج اینستاگرام خواب اینجا

برای مشاهده خوابگاه دانشجویی، خوابگاه کارمندی، خوابگاه دخترانه، خوابگاه دخترانه تهران، خوابگاه پسرانه تهران، خوابگاه پسرانه، پانسیون کارمندی، پانسیون دانشجویی، پانسیون دخترانه، پانسیون پسرانه از تمامی کشور می توانید به سامانه خواب اینجا مراجعه کنید.

دیدگاه‌ها