خاطرات یک ساعت گیر افتادن من در آسانسور خوابگاه دخترانه

بشرا یعقوبیان 1401/04/17 تعداد بازدید:‌ 158 دسته‌بندی: خوابگاه دخترانه

خاطرات یک ساعت گیر افتادن من در آسانسور خوابگاه دخترانه

زندگی در موقعیت های مختلف شرایط و پیشامدهای متفاوتی را به ما نشان می دهد که ثابت کند این وسط قطعا ما کسی نیستیم که تمامی تصمیمات را در اختیار داشته باشیم. برای یک جلسه با استادم بسیار عجله و صد البته استرس داشتم. قرار بود پایان نامه کارشناسی ارشد را با این استاد بگذرانم و بسیار برایم مهم بود که او تصویر درست و مثبتی از شخصیتم داشته باشد. شب قبل از جلسه تمام لباس هایم را اتو کردم و سعی کردم زود بخوابم که صبح روز بعد در جلسه با استاد سرحال باشم. بچه ها در خوابگاه دخترانه ای که در آن ساکن بودم با همه وجود با یکدیگر همکاری می کردند. وقتی دیدند که این جلسه برایم خیلی اهمیت دارد، یکی از هم اتاقی هایم که آن روز حتی کلاس نداشت زودتر بیدار شد و برایم صبحانه آماده کرد. بعد از صرف صبحانه لذیذی که مریم آماده کرده بود با وسواس هرچه بیشتر لباس پوشیدم و آماده رفتن شدم.

می دانستم که استادم (دکتر مولوی) بسیار روی آن تایم بودن و همچنین نظم داشتن حساس است. با اینکه برای ساعت 9 صبح قرار داشتیم ولی من ساعت 7:30 ار خوابگاه دانشجویی خارج شدم و می دانستم که قبل از ساعت 8:30 جلوی درب اتاق استاد هستم. ولی همان نیم ساعت هم برای در نظر داشتن همه اتفاقات غیرمترقبه ای که ممکن بود باعث تاخیرم شوند در نظر گرفته بودم. از سالن خارج شدم و با اینکه طبقه ششم خوابگاه دخترانه بودیم ولی یک لحظه خواستم از پله ها پایین بروم تا هم نرمشی کرده باشم و هم منتظر آسانسور نمانم. اما در کسری از ثانیه منصرف شدم چون می دانستم چله های خوابگاه دخترانه ای که در آن ساکن هستم همیشه خاک گرفته هستند و قطعا کفش و لباس هایم خاکی می شوند.

آسانسور خوابگاه دخترانه برای جنگ با من زره پوشیده بود!

دکمه آسانسور را زدم و در این حین به دنبال یک پادکست بودم که در فاصله بین خوابگاه و دانشگاه به آن گوش کنم. آسانسور به طبقه ما رسید و باز شد. وارد آن شدم. یک دختر دیگر هم داخل آن بود. فکر می کنم ساکن طبقه هفتم یا هشتم بود. ساکنین طبقه هفتم خوابگاه بیشتر دانشجویان دانشکده هنر بودند و همیشه عاشق تیپ هایی بودم که می زدند. بهش سلام کردم و فکر می کنم کمی خواب آود بود چون خیلی آرام جواب سلامم را داد. منم پادکست را پلی کردم ولی همین که اولین جمله تمام شد به خاطر قطع شدن اینترنت در داخل آسانسور خوابگاه، پادکست هم قطع شد. پنج ثانیه از قطع شدن پادکست نگذشته بود که آسانسور با تکان های خیلی شدیدی وایساد. تکان ها به حدی شدید بودند که آن دختر حالت تهوع گرفت. 

وای خوای من آسانسور بین طبقه دوم و سوم گیر کرده بود و درب آن باز نمی شد. نمی دانستم باید گریه کنم یا بخندم. آخه من تا حالا هزار بار با این آسانسور در خوابگاه دخترانه بالا و پایین رفته بودم وهیچ اتفاقی رخ نداده بود. اما این اتفاق دقیقا باید روزی می افتاد که من یکی از مهمترین قرارهای دوران تحصیلم را داشتم. قبل از اینکه کنترل خودم را در اثر استرس از دست بدهم گوشیم را بیرون آوردم. خدای من زده بود نو سرویس. مگر امکان داشت ما که هنوز داخل همان خوابگاه بودیم و چطور ممکن بود خوابگاه در تهران آنتن نداشته باشد. یک لحظه به خودم آمدم و بعد از یک استدلال کوتاه فهمیدم که همیشه در آسانسورها خط تلفن قطع می شود. خواستم از آن دختر کمک بگیرم که دیدم به حالت نیمه بیهوش در آمده است. 

با دیدن قیافه آن دختر به شدت نگران شدم. احساس می کردم سکته کرده است. چند بار صدایش زدم. خانم، خاااانم، عزیزم، هم خوابگاهی. بعد از چند ثانیه به زور چشم هایش را باز کرد و با استرس گفت: من آسم دارم، الان خفه میشم. با اینکه خودم پاک کنترلم را از دست داده بودم ولی سعی کردم زود خودم را جمع و جور کنم. گفتم: ببین عزیزم تو خفه نمیشی. این احساسی هم که الان داری بخاطر حمله عصبی است. چون این آسانسور برای حداقل یک روز کامل اکسیژن دارد و تازه هم پر از درز و ترک است و هوا به راحتی به آن وارد می شود. اما احساس می کردم این صحبت ها خیلی تاثیری توی روحیه اون خانم نداشت. نگرانی من از شرایط خودم و هم خوابگاهیم از یک طرف و استرس شدید از بابت نرسیدن به جلسه با استاد تمام بدنم را به رعشه در آورده بود. اما باید سعی می کردم بخاطر کنترل شرایط به خودم مسلط می شدم. در این گیر و دار مدام به گوشی هم اتاقیم زهرا زنگ می زدم و مدام داد می زدم و سعی می کردم کسی را از شرایطم آگاه کنم. 

در مقاله بعدی وبلاگ ادامه داستان پر استرس من در آسانسور خوابگاه را می خوانید. 

 

خواب اینجا

دانلود اپلیکیشن موبایل خواب اینجا(اندرودید)

کانال تلگرام خواب اینجا

پیج اینستاگرام خواب اینجا

برای مشاهده خوابگاه دانشجویی، خوابگاه کارمندی، خوابگاه دخترانه، خوابگاه دخترانه تهران، خوابگاه پسرانه تهران، خوابگاه پسرانه، پانسیون کارمندی، پانسیون دانشجویی، پانسیون دخترانه، پانسیون پسرانه از تمامی کشور می توانید به سامانه خواب اینجا مراجعه کنید.

دیدگاه‌ها