آخر هفته ای متفاوت در پانسیون پسرانه تهران

بشرا یعقوبیان 1400/11/29 تعداد بازدید:‌ 315 دسته‌بندی: پانسیون پسرانه تهران

آخر هفته ای متفاوت در پانسیون پسرانه تهران

بدبیاری در فوتبال همانا و ماندن طولانی مدت در پانسیون پسرانه همانا!

شاید به نظر عجیب برسد ولی با گذشت دوسال از اقامت آرش در پانسیون پسرانه تهران، تابه حال حتی یکبار هم تعطیلات خود را در خوابگاه و با هم اتاقی های خود سپری نکرده بود. ادامه داستان را از زبان خود آرش می شنویم. آرش می گوید: با اینکه دوسال بود که در یک پانسیون پسرانه در تهران که در محدوده خیابان جمالزاده شمالی بود اقامت داشتم، اما هیچگاه آخر هفته و تعطیلات را در پانسیون نمی ماندم و با دوستان خود که اغلب تهرانی بودند و در پانسیون اقامت نداشتند، برنامه های خود را داشتم. اواخر آذرماه بود که با دوستانم زمین فوتبال اجاره کردیم و چند ساعتی را بازی می کردیم. اواخر بازی و مسابقه ای که داشتیم، پای راستم بر روی یک سنگ کوچک غلتید و مچ پایم پیچ خورد.

پانسیون پسرانه تهران

با اینکه خودم ادعا می کردم چیز خاصی نیست اما دوستانم اصرار کردند که به بیمارستان بروم و از عدم بروز مشکل برای مچ پایم مطمئن شوم. بعد از عکس برداری و معاینه های مرسوم، دکتر گفت که شکستگی و ترک خوردگی دیده نمی شود اما مچ پایم بدجوری پیچ خورده و بهتر است چند روزی را استراحت کنم و بیرون نروم. دوستانم مرا به پانسیون دانشجویی که در آن اقامت داشتم رسانند. اتاق من طبقه سه بود و آسانسور پانسیون ماه ها بود که مشکل داشت. با همان پای معیوب تا طبقه سوم رفتم و خودم را روی تخت انداختم. چند روزی به همین شکل گذشت و حتی برای شرکت در کلاس های دانشگاه هم قادر نبودم از خوابگاه خود خارج شوم. تا اینکه آخر هفته شد.  

چرا تا حالا به فکر گذراندن آخر هفته ها در پانسیون پسرانه تهران نبودم؟

این سوال برای آرش زمانی شکل گرفت که برای اولین بار تجربه گذراندن تمام آخر هفته خود در پانسیون پسرانه تهران را کسب کرد. چهارشنبه بود و طبق معمول هر هفته نمی توانستم وسایلم را جمع کنم و به اتفاق دوستان خود در خارج از پانسیون پسرانه در تهران برنامه باغ، استخر، تفریح، شمال و یا غیره بریزم. چند تایی از دوستانم زنگ زدن و اصرار داشتن به دنبالم بیایند و مرا با ماشین ببرند. اما من به دلیل خرابی آسانسور پانسیون و همچنین کمی احساس بی حالی که داشتم، مخالفت کردم. چهارشنبه شب را گذراندم و با شروع روز پنج شنبه با تعجب دیدم که همه بچه ها در خوابگاه هستند و کسی بیرون نرفته است. با کمی تعجب پرسیدم: بچه ها یعنی شما همیشه آخر هفته ها کلا خوابگاه هستید؟ بچه ها زدند زیر خنده و گفتند که این آخر هفته به خاطر اینکه من تنها نباشم همه تصمیم گرفته اند در پانسیون بمانند. با شنیدن این حرف احساس خیلی بدی به خودم داشتم که هر هفته آنها را بدون هیچ صحبتی تنها می گذاشتم و با دوستان خود بیرون می رفتم.

پانسیون دانشجویی

اما این فقط شروع ماجرای جذاب آخر هفته رویایی من در پانسیون پسرانه تهران بود. تمام پنج شنبه و جمعه آن هفته مانند برق و باد برای من گذشت. صبح پنج شنبه با بچه ها بصورت دسته جمعی فیلم دیدیم. یادم نیست اسم فیلم چه بود اما یک فیلم کمدی بود و همه ما از خنده روده بر شده بودیم. بعدا بچه های اتاق های دیگر می گفتند که صدای خنده ما کل اقامتگاه را برداشته بود. بعد از آن نهار ساده ای خوردیم و چند ساعت استراحت کردیم. از عصر پنج شنبه برنامه بحث گروهی، پانتومیم، جک تعریف کردن، خاطره گویی و غیره تا پاسی از شب به راه بود. وقتی آن شب به تخت خود در خوابگاه در تهران رفتم به این فکر می کردم که چرا تا حالا به فکر گذراندن آخر هفته ها با این دوستان باحال نبوده ام؟ اگر شما تجربه زندگی خوابگاهی و گذراندن آخر هفته ها در پانسیون و خوابگاه را دارید شاید بتوانید نظر خود را در این باره برای من کامنت کنید. 

خواب اینجا

دانلود اپلیکیشن موبایل خواب اینجا(اندرودید)

کانال تلگرام خواب اینجا

پیج اینستاگرام خواب اینجا

برای مشاهده خوابگاه دانشجویی، خوابگاه کارمندی، خوابگاه دخترانه، خوابگاه دخترانه تهران، خوابگاه پسرانه تهران، خوابگاه پسرانه، پانسیون کارمندی، پانسیون دانشجویی، پانسیون دخترانه، پانسیون پسرانه از تمامی کشور می توانید به سامانه خواب اینجا مراجعه کنید.

دیدگاه‌ها